تبليغاتX
بیایید به مسیح ایمان بیاوریم
بیایید به مسیح ایمان بیاوریم
Home Email Archive Designer

  معجزات عیسی مسیح (ع) (شفای نابینا)

(دو کور را شفا داد)

1ـ متی 20 : 29

وقتی عیسی و شاگردانش از شهر اریحا خارج شدند، جمعیت انبوهی به دنبال ایشان به راه افتادند. 30 در همین هنگام، دو کور کنار جاده نشسته بودند، چون شنیدند که عیسی از آنجا می گذرد، صدای خود را بلند کرده، فریاد زدند: «ای سرور ما، ای پسر داود پادشاه بر ما رحم کنید.».... 34 عیسی دلش به حال ایشان سوخت و دست بر چشمشان گذاشت. چشمان ایشان فوری باز شد و توانستند ببینند. پس به دنبال عیسی رفتند.

(یک کور را شفا داد)

2ـ مرقس 11 : 46

سپس به اریحا رسیدند، وقتی از شهر بیرون می رفتند، عده­ی زیادی به دنبالشان به راه افتادند. در کنار راه، کوری به نام باریتمائوس نشسته بود و گدایی می کرد. 47 وقتی باریتمائوس شنید که عیسای ناصری از آن راه می گذرد، شروع به داد و فریاد کرد و گفت: «ای عیسی، ای پسر داود، به من رحم کن!» ... 52 عیسی به او فرمود: «آنچه خواستی شد، ایمانت ترا شفا داد.» کور فوری بینا شد و در پی عیسی به راه افتاد.

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 ساعت توسط رضا علوی |


(وجود یک فرشته بر سر قبر)

1ـ متی 28 : 2

ناگهان زمین لرزه­ی شدیدی رخ داد، زیرا یکی از فرشتگان خداوند از آسمان پایین آمده، به سوی قبر رفت و آن را به کناری افکند و بر آن نشست.

(وجود دو فرشته بر سر قبر)

2ـ یوحنا 20 : 11

مریم مجدلیه به سر قبر برگشته بود و حیران ایستاده و گریه می کرد؛ همچنانکه اشک می ریخت، خم شد و داخل قبر را نگاه کرد. 12 در همان هنگام، دو فرشته را دید با لباس سفید، که در جایی نشسته بودند که جسد عیسی گذاشته شده بود.

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 ساعت توسط رضا علوی |


دوستان عزیز تصاویری که می بینید مربوط به تشرف کشیش مسیحی به دین مبین اسلام در اربعین حسینی سال گذشته (اسفند ماه ۸۵) می باشد که این کشیش عارف همچون راهب میزبان سر بریده امام حسین در دیر میهمان حرم مطهر امام حسین در کربلا شده و با پیوستن به خیل عظیم عزاداران حسینی برای آن امام شهید اشک می ریزد.

خداوند متعال این عارف وارسته را با امام حسین و حضرت عیسی مسیح مهشور فرماید. آری وقتی ایمان از خدا و برای خدا و بدون تعصب باشد اینگونه خواهد بود.

دوستان عزیز برای دسترسی به منبع اصلی خبر به سایت عربی عراقی زیر مراجعه فرمایند.

http://ebaa.net/khaber/2007/03/15/khaber002.htm

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386 ساعت توسط رضا علوی |


لينك مطلب نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386 ساعت توسط رضا علوی |


لينك مطلب نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386 ساعت توسط رضا علوی |


(دو روز پیش از عید فصح، حادثه اتفاق افتاد) (عطر را روی سر عیسی (ع) ریخت)

1ـ مرقس 14 : 1

دو روز به عید فصح مانده بود. 3000 در این هنگام، عیسی در بیت عنیا در خانه­ی شمعون جذامی مهمان بود. وقت شام، زنی با یک شیشه عطر گران قیمت از سُنبل خالص وارد شد و شیشه را باز کرد و عطر را بر سر عیسی ریخت.

(شش روز پیش از عید فصح، حادثه اتفاق افتاد) (عطر را روی پاهای عیسی (ع) ریخت)

2ـ یوحنا 12 : 1

شش روز پیش از آغاز عید فصح، «وارد بیت عنیا» شد، همان جایی که ایلعازر مرده را زنده کرده بود. 2 یک شب در آن دهکده به افتخار عیسی ضیافتی ترتیب دادند. مرتا پذیرایی می کرد و ایلعاذر با عیسی سر سفره نشسته بودند، آنگاه مریم یک شیشه عطر سنبل خالص گران قیمت گرفت و آن را روی پاهای عیسی ریخت و با موهای سر خود آنها را خشک کرد.

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386 ساعت توسط رضا علوی |


          (ارمجدو بر اثر جراحت مرد)

1ـ دوم پادشاهان 9 : 27

هنگامی که اخزیا، پادشاه یهودیا، این وضع را دید، به سوی شهر بیت هگان فرار کرد. بیهو به تعقیب وی پرداخت و فریاد زد: «او را هم بزنید.» پس افراد بیهو او را در سر بالایی راهی که به شر جور می رود و نزدیک یبلعام است، در عرابه اش مجروح کردند، او توانست تا مجدد فرار کند؛ ولی در آنجا مرد.

او را دستگیر و به نزد بیهو آوردند و بیهو او را کشت

 دوم تواریخ 22 : 8

زمانی که بیهو در پی کشتار اعضای خانواده­ی احزاب بود، با عده ای از سران یهودا و برادرزاده های اخزیا رو به رو شد و ایشان را کشت؟ بیهو در جستجوی اخزیا بود؛ سرانجام او را که در سامره پنهان شده بود، دستگیر نموده، نزد بیهو آوردند و بیهو او را نیز کشت.

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد 1386 ساعت توسط رضا علوی |


(شش روز)

1ـ مرقس 9 : 2

شش روز بعد، عیسی با پطرس، یعقوب و یوحنا به بالای تپه ای رفت. کس دیگری در آنجا نبود. ناگاه صورت عیسی به طرز پرشکوهی شروع به درخشیدن کرد، 3 و لباسش درخشان و مثل برف سفید شد.

(هشت روز)

  لوقا 9 :28

هشت روز پس از این سخنان، عیسی به همراه پطرس، یعقوب و یوحنا، بر فراز تپه ای برآمد تا دعا کند. 29 به هنگام دعا، ناگهان چهره­ی عیسی نورانی شد و لباس و از سفیدی، چشم را خیره می کرد.

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 ساعت توسط رضا علوی |


این مطلب نکته ای بسیار زیبا است که می توان به راحتی بر تحریف کتاب مقدستان استدلال کرد که شما مسیحیان و یهودیان با گذشت زمان آیاتی از کتاب مقدس که به نفعتان بوده باقی گذاشتید و باقی را با دستکاری ناشیانه حذف یا تغیر دادید.

و همین ناشی گری ها است که امروز شما را در مخمسه انداخته که مجبورید به عنوان تناقضات کتاب مقدس پاسخ دهید که البته جز توجیه قادر به پاسخ گویی نیستید!

فرزند اول حضرت ابراهیم که بود آیا اسحق فرزند اول حضرت ابراهیم بود یا اسماعیل؟

کدام یک از این دو فرزند ایشان بزرگتر بودند؟

در حالی که کتاب مقدس به صراحت فرزند بزرگ ابراهیم را اسماعیل معرفی می کند...

 پیدایش 16 : 15

هاجر برای ابرام پسری زایید و ابرام او را اسماعیل نامید. در این زمان ابرام هشتاد و شش ساله بود.

و فرزند دوم را اسحق معرفی می کند....

پیدایش 21: 5

هنگام تولد اسحاق، ابراهیم صدساله بود.

یعنی اسماعیل 14 سال از اسحق بزرگتر بود.

اما همین کتاب مقدس در ادامه می گوید:

پیدایش 22 : 1

مدتی گذشت و خدا خواست ابراهیم را امتحان کند . پس او را ندا داد: «ای ابراهیم!» ابراهیم جواب داد: «بلی، خداوندا!» خدا فرمود: «یگانه پسرت یعنی اسحاق را که بسیار دوستش می داری برداشته، به سرزمین موریا برو و در آنجا وی را بر یکی از کوههایی که به تو نشان خواهم داد به عنوان هدیه­ی سوختنی، قربانی کن!»

در آن زمان یگانه پسر ابراهیم مگر اسماعیل نبوده؟

مگر هنوز اسحق به دنیا نیامده بود؟

در حالی که در این فراز از کتاب مقدس نام اسحق را با اسماعیل عوض کردید!!!!!!!!!!!

و البته ناشی گری کردید چون لازم بود سایر آیات را هم تغییر و دستکاری می کردید!!!!!

تا درست از آب در آید و امروز گرفتار نشوید!!!!!!!

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386 ساعت توسط رضا علوی |