تبليغاتX
بیایید به مسیح ایمان بیاوریم
بیایید به مسیح ایمان بیاوریم
Home Email Archive Designer

آیات متناقضی از رؤیت خداوند در کتاب مقدس!

1. (خداوند دیده نمی شود)

یوحنا 1 : 18

کسی که هرگز خدا را ندیده است؛ اما عیسی، فرزند یگانه­ی خدا، او را دیده است زیرا همواره همراه پدر خود می باشد.

رساله­ی اول یوحنا 4 : 12

ما هیچگاه خدا را ندیده ایم؛ اما اگر یکدیگر را محبت نماییم، خدا در وجهه ما مسکن می گزیند.

 سفر خروج 33 : 20

خداوند فرموده: «من نخواهم گذاشت چهره­ی مرا ببینی، چون انسان نمی تواند مرا ببیند و زنده بماند.

2. (خداوند دیده می شود)

سفر پیدایش 32 : 30

یعقوب گفت: «در اینجا من خدا را روبرو دیده ام و با این وجود هنوز زنده هستم»

 سفر خروج 33 : 11

در داخل خیمه­ی عبادت، خداوند مانند کسی که با دوست خود گفتگو کند، با موسی روبرو گفتگو می کرد.

 سفر خروج 24 : 9

موسی و هارون و ناراب و ابیهو با هفتاد نفر از بزرگان اسرائیل از کوه بالا رفتند. و خدای اسرائیل را دیدند.

به راستی این کتاب از جانب خدا است؟

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 ساعت توسط رضا علوی |


تناقض در محل صعود مسیح؟!

از جمله تناقضاتی که در کتاب مقدس وجود دارد محل صعود مسیح به آسمان است در حالی که لوقا این محل را بیت عنیا نام می برد اما در اعمال رسولان نام محل کوه زیتون نامبرده می شود.

به راستی کدام یک صحیح است آیا مسیح از کوه زیتون صعود کرده یا از بیت عنیا؟

(صعود عیسی از بیت عنیا بود): لوقا 24 : 50

آنگاه عیسی ایشان را با خود به نزدیکی «بیت عنیا» برد. در آنجا دست های خود را به سوی آسمان بلند کرد و ایشان را برکت داد، 51 و در همان حال از روی زمین جدا شد و به سوی آسمان بالا رفت. 52 شاگردان او را پرستش کردند و با شادی بسیار به اورشلیم بازگشتند 53 و به خانه­ی خدا رفتند.

(صعود عیسی از روی کوه زیتون  بود):  اعمال رسولان 1 : 9

پس از آنکه عیسی این سخنان را به پایان رسانید، در مقابل چشمان ایشان، به سوی آسمان بالا رفت و در ابری ناپدید گشت... 12 این رویداد تاریخی بر روی کوه زیتون واقع شد که با اورشلیم یک کیلومتر فاصله داشت، پس، از آنجا به شهر بازگشتند.

 

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386 ساعت توسط رضا علوی |


ظهور عیسی (ع) بر شاگردان!

در حالی که انجیل مرقس ادعا دارد: حواریون پس از رؤیت عیسی، برای تبلیغ همه جا رفتند!

مرقس 16 : 19: چون عیسای خداوند، سخنان خود را به پایان رسانید به آسمان صعود کرد و به دست راست خدا نشست* 20 شاگردان به همه جا رفته، پیغام انجیل را به همه رساندند.

ولی لوقا برخلاف ایشان ادعا می کند: حواریون پس از رؤیت عیسی، به هیچ کجا برای تبلیغ نرفتند!

لوقا 24 :51:  و در همان حال از روی زمین جدا شد و به سوی آسمان بالا رفت* 52 شاگردان او را پرستش کردند و با شادی بسیار به اورشلیم بازگشتند و به خانه­ی خدا رفتند. آنان همواره در آنجا مانده، خدا را شکر و ستایش می کردند.

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 ساعت توسط رضا علوی |


اعتقاد به ترکیب و مرکب شدن ذات خدا از چند جوهر باعث تنزل شان ایشان از مقام واجب الوجودی به مقام ممکن الوجودی خواهد بود. و البته چنین موجودی که دارای اقانیم و اجزاء مختلف باشد را واحد حقیقی نمی گویند بلکه واحد اعتباری خواهد بود همانند وجود انسان که دارای وحدت اعتباری است در عین حالی که واحد و یک نفر است از اجزاء مختلف تشکیل شده است.

آیا این اقانیم عارض بر ذات هستند یا عین ذات؟

چرا که اعتقاد به اینکه همیشه در ذات خداوند همیشه سه اقنوم (پدر و پسر و روح القدس) وجود دارد.

و هر یک این سه اقنوم خاصیتی مخصوص به خود دارند. که باید هر سه باهم باشند تا موثر باشند. و اگر یکی از این سه اقنوم نباشد قطعا آن دو دیگری ناقص خواهد بود.

آیا روح القدس مخلوق بوده یا خالق؛ قطعا مخلوق بوده اگر مخلوق بوده حال خدایی که یکی از سه اقنومش وجود نداشته (به قول شما ناقص بوده) چگونه توانسته روح القدس را خلق کند؟

و اگر مسیح مخلوق و اقنوم دوم است خدای ناقص که یکی از اقانیمش ناقص بوده چگونه توانسته مسیح را خلق کند چون عدم وجود یکی از اقانیم باعث عدم ظهور قدرت خدایی خواهد شد؟

اگر قبل از مسیح خدایی بوده چگونه به صورت ناقص بدون خدای پسر خدایی می کرده؟

مسیح در سه روز که در قبر بوده یکی از اقانیم غایب بوده خدا چگونه بدون یکی از اقانیم خدایی می کرده است؟

اگر مسیح بعد از سه روز خود به خود زنده شده محال لازم می آید چرا که یک اقنوم به تنهایی نمی تواند خود را زنده کند؟

و خدایی که فاقد یکی از اقانیمش است عاجز خواهد بود چگونه اقنوم دیگر را زنده کرده است؟

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386 ساعت توسط رضا علوی |


صفات خدا

ما مسلمانان وقتی قائل به ثبوت صفاتی برای ذات خدا می شویم صفات ضد آن صفت را از خداوند متعال همزمان نفی می کنیم. چرا که در غیر اینصورت ذات خداوند متعال دچار تعارض صفات خواهد شد که تعارض در ذات حق تعالی راه نخواهد داشت چرا که موجب نقص و عجز خدا خواهد شد.

پس صفات حق تعالی به دو گونه است صفات سلبیه و صفات ثبوتیه.

مثلا وقتی می گوییم مرگ و نابودی در خداوند راه ندارد یعنی همیشه بوده و خواهد بود یا وقتی می گوییم خداوند جاهل نیست پس خدا عالم است. مرکب نیست پس بسیط است. شریک ندارد یعنی بی همتا است.

و صفات خدا هم عین ذات خداست و چیزی خارج از ذات حق تعالی نیست. چرا که اگر عین ذات نباشد لازم می آید ذات خداوند متعال مرکب باشد و در حالی که مرکب بودن عین نقص است و خداوند متعال بسیط است.

پس قائل شدن به صفاتی که عارض بر ذات خداست همانند صفاتی که برای انسانها قائلیم باعث از بین رفتن بسیط بودن ذات خدا مرکب شدن ذات ایشان خواهد شد.

پس صفات خدا همانند شیرینی در شکر و چربی در روغن است عین ذات خداوند متعال است.

با این مقدمات اعتقاد به صفات الهی با اعتقاد به اقانیم ثلاثه متفاوت خواهد بود.

اعتقاد به ظواهر انسانی همانند گوش و چشم و ... و یا حتی اجزاء ذهنی ماده و صورت. و چه مرکبات عقلی همانند جنس و فصل که بواسطه تحلیل عقلی منجر به دو یا زیادتر گردند باعث ترکیب و شرک در ذات حق تعالی است.

نه مرکب بود و جسم نه جوهر نه عرض                                     بی شریک است و معانی تو غنی دان خالق

چرا که اعتقاد به ترکیب و مرکب شدن ذات خدا از چند جوهر باعث تنزل شان ایشان از مقام واجب الوجودی به مقام ممکن الوجودی خواهد بود. و البته چنین موجودی که دارای اقانیم و اجزاء مختلف باشد را واحد حقیقی نمی گویند بلکه واحد اعتباری خواهد بود همانند وجود انسان که دارای وحدت اعتباری است در عین حالی که واحد و یک نفر است از اجزاء مختلف تشکیل شده است.

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386 ساعت توسط رضا علوی |